تبلیغات
ختم حدیث شریف کساء جهت روا شدن حاجت
ختم حدیث شریف کساء جهت روا شدن حاجت
توسل به حدیث شریف کساء جهت برآورده شدن حاجات مادی و معنوی

اسلایدر

‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏منبع: آموزشکده سوم، حسینیه حضرت امام حسین (علیه السلام)، حوزه معارف الهی:جناب شهید سوار فهمی از اصحاب امام سوم علیه السلام

عنوان واقعه: برطرف شدن مشکلات ازدواج با توسل به حدیت آسمانی کساء.

شرح واقعه: خانم (الف.م) در رابطه با مشکل ازدواج برادرشان (که با توسل به حدیث آسمانی کساء) برطرف گردید، این واقعه را که اینچنین نقل می کنند:

‏برادرم برای ازدواج روی دختری نظر داشت که به هیچ وجه آن دختر و خانواده اش با ما و ارزشهای خانواده ما مطابقت نداشتند.

‏وقتی عنوان کرد که قصد دارد که با چه کسی ازدواج کند مادرم بسیار از این انتخاب ناراحت شد و نارضایتی خودش را اعلام نمود. همچنین من و خواهرهایم هم وقتی متوجه این انتخاب شدیم به ایشان گفتیم که این انتخاب صحیح نیست باید کمی عاقلانه تر تصمیم بگیرد.

‏در پی این مخالفتها مشکلات در خانواده ما شروع شد، و روز به روز نیز افزایش می یافت، برادرم طوری شده بود که فقط خانواده آن دختر برایش مهم بودند، و وقتی هم که مادرم با زبان خوش با او صحبت می کرد بی تامل روی خواسته اش پافشاری می کرد، وقتی هم که ما با او صحبت می کردیم تازه مخالفت او شدیدتر می شد، برای منصرف کردن ما حتی گاهی اوقات غذا نمی خورد و مدتها از اتاقش بیرون نمی آمد. این مخالفتها و اوضاع نابسمان در منزل ما ادامه داشت تا اینکه یک روز برادرم با بنده تماس گرفت و گفت: حالا که شما به خواسته و انتخاب من اهمیت نمی دهید من هم یک کاری دست خودم می دهم و ما را به خودکشی تهدید کرد.

‏وقتی این جمله را از او شنیدم مثل اینکه دنیا بر روی سرم خراب شد و شروع به گریه کردن کردم و مولا صاحب الامر (منه السلام) را صدا می کردم، در همین حین به دلم افتاد که برای برطرف شدن مشکل شروع به خواندن حدیث شریف کساء کنم و همان وقت با همان حالت دل شکستگی و تضرع به خمسه طیبه علیهم السلام متوسل شدم و از این ذوات مقدسه خواستم که این مشکل بخوبی برطرف شود.

‏ولی از نظر ظاهری بالاخره ناچار شدیم که قرار خواستگاری بگذاریم و به منزل خانواده دختر رفتیم. با وجود اینکه مدتها آرزوی ازدواج تنها برادرم را داشتم ولی برای رفتن به خواستگاری اصلا خوشحال نبودم. بعد از جلسه خواستگاری هم هر چقدر با برادرم صحبت کردیم فایده ای نداشت و وخامت اوضاع بدتر می شد.

‏من که می دیدم مادرم هر روز ناراحت و گریان است و بعد از اینکه 14سال از فوت پدرم می گذرد چقدر برای ما زحمت کشید تا بزرگ شویم و حالا که باید نتیجه زحماتش را ببیند همه چیز برعکس شده است.

‏من به توسل خود به حدیث شریف کساء ادامه دادم تا اینکه در شب شهادت حضرت زهرا علیها السلام که در حسینیه امام حسین علیه السلام مراسم عزاداری و توسل برگزار می شد، با نیت وارد مجلس شدم و در هنگام عزاداری دلم شکست و حضرت زهرا علیها السلام را صدا زدم و ایشان را به پهلوی شکسته شان قسم دادم که این ماجرا به خوبی و دل خوش به پایان برسد.

‏روز بعد آن خانواده دختر از ما خواستند که برای آشنایی دو خانواده به گردش دسته جمعی سفر برویم ما هم قبول کردیم.

‏بعد از بازگشت از سفر برادرم همه ما را صدا کرد و به طور غیرقابل باوری گفت که من در انتخابم اشتباه کرده ام! و وقتی که می دیدم شما انقدر برای آینده و زندگی من ناراحت هستید و از طرفی علاقه ام به آن دختر و خانواده اش را می دیدم در کار خودم سرگردان شده بودم و تصمیم گرفتم که به حدیث قدسی کساء متوسل شوم تا گره از کارم باز شود ‏و اهل بیت علیهم السلام خودشان راه درست را به من نشان دهند، ‏و الان می بینم که هیچ علاقه ای از آنها در دلم نیست! و فهمیدم که انتخاب صحیحی نداشته ام.

‏و خلاصه به برکت حدیث نورانی کساء این ماجرا ختم به خیر شد و بدون هیچ مشکلی برادرم و خانواده از این بلا نجات یافتند.

                                       و الحمدلله رب العالمین




برچسب ها: حدیث شریف کساء، حدیث قدسی کساء، حدیث کساء، حدیث کسا، ختم حدیث کساء، توسل به حدیث کساء، گرفتن حاجت، برآورده شدن حاجت، روا شدن حاجت، حاجت، توسل،
ارسال در تاریخ دوشنبه 19 تیر 1391 توسط master

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود آهنگ